ارنست هرتسفلد در نگاه علمی
پيشينهي پيدايش و تحول باستانشناسي در ايران به نيمهي دوم سده نوزدهم ميلادي برميگردد. نخستين كشوري كه توانست امتياز انحصاري حفاري در محوطههاي باستاني ايران را به دست بياورد فرانسه بود. كاوشهاي منظم و مداوم با ورود هيئت فرانسوي به خرابههاي شوش آغاز شد. علاقه به حفظ ميراث ملي و اوجگيري احساسات مليگرايانه در ميان روشنفكران عصر پهلوي بردامنهي كاوشها افزود و با ورود بنياد خاورشناسي دانشگاه شيكاگو و حفاريهاي ارنست هرتسفلد (1948-1879) در تخت جمشيد وارد مرحلهي تازهاي گشت و اين بنياد آمريكايي به تدريج جاي گزيدن تشكيلات فرانسويها شد. سرنوشت باستانشناسي ايران و شخص هرتسفلد چنان با تخت جمشيد درآميخته كه تفكيك ناپذير مينمايند. هرتسفلد از سال 1314-1304ش در ايران اقامت داشت و بيشتر اين سالها را هم به حفاري در تخت جمشيد (مدت كوتاهي نيز در پاسارگاد) مشغول بود. پژوهشهاي گوناگون او تأثير ژرفي در باستانشناسي ايران به جاي گذاشت. هرتسفلد معمار و طراحي شايسته، باستانشناسي ماهر و زبانشناسي مستعد بود.[1] به دنبال عزل هرتسفلد از سوي بنياد شرقشناسي دانشگاه شيكاگو، اريك فردريش اشميت به جاي او برگزيده شد. بيش از نيم سده از كار ميداني اشميت در تخت جمشيد ميگذرد. هيچ كس چه قبل از اشميت و چه بعد از او نتوانسته است دانش ما را از هنر هخامنشيان به اندازهي وي افزايش دهد. كار بزرگ اشميت در اثر ارزندهاش، تخت جمشيد، در سه جلد بزرگ و مصور طي سالهاي 1970-1953 منتشر شدند. نگارنده از جلد نخست اثر فوق بهره فراوان برده و در گفتاري جداگانه به آن ميپردازد.
[1] براي آگاهي از شرح حال، جايگاه و اقدامات هرتسفلد در تحول باستانشناسي ايران عصر پهلوي نگاه كنيد به: علي موسوي، «ارنست هرتسفلد و تحول باستانشناسي در ايران: 1314-1304»، مجلهي باستانشناسي و تاريخ، س هفدهم، ش1، ش پياپي 33، پاييز و زمستان 1381، ص56-45