سلسله‌ي هخامنشي نخستين امپراتوري بزرگي است كه ايرانيان پديد آوردند. دوره‌اي كه در تاريخ جهان هم شهرتي به‌سزا دارد. از هنگام تشكيل حكومت هخامنشي تا اكنون بي‌وقفه درباره‌ي تاريخ تمدن و فرهنگ آنها كتاب نوشته شده است. دلايل اين امر بسيارند. از جمله مي‌توان به شيوه‌ي خاص حكومت، داري تساهل در عقايد و بردباري مذهبي، زبان و خط و هنر و معماري و.‌.. اشاره كرد و هنوز هم گفتگو درباره‌ي آنها ادامه دارد. با وجود اينكه حكومت هخامنشيان با هجوم اسكندر در سال 330 ق.م فروپاشيد اما نامشان در تاريخ محو نشد و همچنان به حيات خويش در كتب تاريخي ادام مي‌دهند. اين امر در پرتو تلاش دو گروه ميسر شده است: مورخان يوناني كه با نگارش تواريخ متعدد نام هخامنشيان را به عصر رنسانس و سده‌هاي ميانه و جديد منتقل كردند و يهودياني كه به پاس خوش‌رفتاري كورش و شماري از شاهان هخامنشي نام آنان را در كتب مقدس خود و در ميان پيامبرانشان ثبت كردند و بر فرزندان خود نهادند. در نگاهي فراگير و فراخ مي‌توان منابع و مآخذ تاريخ عهد هخامنشي را به پنج قسمت عمده تقسيم كرد:

1ـ كتب مورخين كلاسيك يوناني و رومي 2ـ سنگ نگاره‌هاي پادشاهان و گل نوشته‌هاي عيلامي و آرامي 3ـ سالنامه‌هاي آشوري، بابلي و مصري 4ـ متون اساطيري و ديني 5ـ پژوهش‌هاي نوين و نتايج حاصل از كاوش‌هاي باستان‌شناسي در سده‌ي نوزدهم و بيستم.

نخستين گروهي كه به گزارش و نگارش تاريخ هخامنشيان همت گماردند، مورخان يوني معاصر با آنها هستند. هرودوت، كتزياس، گنزنفون و پلوتارك در زمره‌ي اينانند. ايشان سهم مهمي در معرفي تاريخ آن دوران دارند. آثاري كه اين مورخين به رشته‌ي تحرير در آوردند البته يكسان و همسنگ نيستند. در بين اين مورخان نوشته‌هاي هرودوت از اهميت بالايي برخوردار است و با اينكه مدتهاست در پژوهش‌هاي نوين هرودوت مداري صرف مردود شده اما همچنان تواريخ او اساسي‌ترين منبع مورد استفاده در تاريخ هخامنشي‌ها است. در ادامه به شرح مختصري از زندگي هرودوت و بررسي تواريخ‌اش مي‌پردازيم.

دومين منبع تاريخ هخامنشي كتيبه‌هاي پادشاهان آن سلسله است. نخستين و بزرگترين اين كتيبه‌ها متعلق به داريوش يكم در كوه بيستون كرمانشاه است. اين كتيبه به فرمان داريوش بر سينه‌ي كوه به سه زبان پارسي باستان، عيلامي و بابلي (اَكدي) و به خط ميخي نگاشته شده است و بيشتر حالت كارنامه‌اي دارد و رخدادهاي يك سال نخست پادشاهي او را ثبت كرده است. از اين نامي‌ترين پادشاه پارسها كتيبه‌هايي ديگر به همان سبك و سياق در شوش، همدان، تخت جمشيد و نقش رستم بر جاي مانده و در آبراهه سوئز نيز سنگ نوشته‌هايي به خط و زبان مصري از خود به يادگار گذاشته است. همچنين از ساير شاهان هخامنشي از خشايارشاه تا اردشير سوم سنگ نبشته‌هايي در ديوار كاخ‌هاي تخت جمشيد، شوش و نيز كتيبه‌هايي در همدان باقي مانده است كه همگي ارزش فرهنگي فراواني دارند. پس از سقوط هخامنشي‌ها خط ميخي فراموش شد. از سده پانزدهم ميلادي به بعد در خلال گزارش‌هاي سياحان اروپايي كه به ايران سفر مي‌كردند، به تدريج ويرانه‌هاي پر رمز و راز تخت جمشيد مورد توجه قرار گرفته است. نوشته‌هاي ديوار كاخ بيش از هر چيز براي ايشان شگفت‌انگيز بود. تلاش‌هايي كه به منظور رمزگشايي از خط ميخي در طي نزديك به دو سده و نيم صورت گرفت سرانجام به خواندن كتيبه‌ها منجر شد. اين مهم پس از ده سال كار مداوم بر روي كتيبه‌ي بيستون توسط سر هنري كرسويك راولينسن[1] صورت گرفت. او موفق‌ترين رمزگشاي خط ميخي هخامنشي است. از آن زمان ترجمه كتيبه‌ها آغاز گشت و رونالدكنت بود كه اين كار را كه بيش از سه سده پيش آغاز شده بود به ثمر رساند.[2] مضمون بيشتر كتيبه‌ها در ستايش از اهورامزدا (و از زمان اردشير به بعد آناهيتا و ميترا) و تكريم اقدامات گوناگون شاهان و صفات آنهاست. و در پاره‌اي موارد از كارهاي ساختماني نيز ياد مي‌شود ولي هيچ‌گونه اشاره‌اي به نگاره‌هاي كاخ‌ها نمي‌گردد. در واقع كتيبه‌ها بيشتر در حكم اعلاميه‌هاي رسمي دولت پارسي‌اند و از مطالبي كه در عناد با آنها باشد تهي است.

از تخت جمشيد دو مجموعه الواح گلي در حين حفاري به دست آمده است. مجموعه‌ي نخست از گوشه‌ي شمال شرقي سكوي (صفّه‌ي) تخت به دست آمده كه آنها را «گل نوشته‌هاي باروي تخت جمشيد» نام نهادند. اين گل نوشته به خط و زبان عيلامي است و آنها را ريچارد هَلُك به زبان انگليسي برگردانده است. مجموعه‌ي دوم از كاخ خزانه به دست آمده و به خط آرامي و عيلامي نوشته شده‌اند. و آنها را جرج كامرون تحت عنوان «گل نوشته‌هاي گنيجنه‌ي خزانه» به زبان انگليسي ترجمه كردند. الواح اخير در جريان آتش‌سوزي تخت جمشيد بر اثر لهيب آتش پخته شدند و به همين سبب سالم به دست ما رسيدند. محتواي گل نوشته‌هاي تخت جمشيد بيشتر يادداشت‌هاي اداري است و مي‌توان آنها را اسناد اقتصادي تلقي كرد. در پاره‌اي موارد هم اشاره‌هايي به مراسم‌هاي آييني مبهمي دارند، كه براي ما ناشناخته‌اند. بنابراين چيزي درباره بناي كاخ‌ها نمي‌گويند و تهي از مطالب عمده تاريخي‌اند.



[1]  Sir Henry Creswick Rawlison (180-1895)

[2]  Roland kent, old Persian Grammar, Text, Lexicon, New Haven, 1953